دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۲
علم‌اندوزی حائلی در برابر آتش است

حوزه/ حجت‌الاسلام دهقان با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) درباره ارزش مکتوبات علمی، علم‌اندوزی را سپری در برابر عذاب قیامت و عاملی برای گسترش رحمت الهی دانست.

حجت‌الاسلام احمد دهقان از اساتید حوزه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به ارزش والای دانش و آثار علمی اظهار داشت: پیامبر گرامی اسلام (ص) در بیانی نورانی ارزش مکتوبات علمی مؤمن را اینگونه ترسیم می‌فرمایند: «المؤمنُ إذا ماتَ و تَرَکَ وَرَقهً واحِدَةً علَیها عِلمٌ تَکونُ تِلکَ الوَرَقةُ یَومَ القِیامَةِ سِترا فیما بَینَهُ وبَینَ النّارِ، وأعطاهُ اللّه تبارکَ و تعالی بکُلِّ حَرفٍ مَکتوبٍ علَیها مَدینَةً أوسَعَ مِن الدُّنیا سَبعَ مَرّاتٍ؛ مؤمن زمانی که از دنیا رود و صفحه‌ ای که بر آن علم نوشته شده از خود به یادگار گذارد، آن صفحه روز قیامت پرده‌ای می ‌شود میان او و آتش دوزخ و خداوند متعال به هر حرفی که بر آن نوشته شده، شهری به وسعت هفت برابر دنیا به او عطا می‌ کند.» (بحارالانوار، جلد ۱، صفحه ۱۹۸)

وی با تأکید بر اینکه علم حقیقی، انسان را به عمل صالح می ‌کشاند، به نمونه ‌ای عینی از پیوند علم و عمل در سیره یک شهید اشاره کرد و افزود: در کتاب «نذر قبول» خاطرات شهید محمود اخلاقی آمده است: زمستان سردی بود. شب‌ ها لوله ‌های آب یخ می ‌بست. نیمه ‌شب از خواب بیدار شدم. محمود را کنار شیر آب دیدم. وقتی دقیق شدم، دیدم چند تکه مقوا زیر شیر آب آتش زده و با همان آب گرم ناشی از ذوب یخ، غسل کرد و همان‌جا مشغول نماز شب شد. سهم من هم از پشت پنجره، اشک‌ هایی بود که می ‌ریختم. (راوی: پدر شهید) این است ثمره علمی که به دل نشسته و آدمی را در سردترین شب‌ها به محراب عبادت می‌کشاند.

استاد حوزه، از توکل و توسل به عنوان پشتوانه عالم دین یاد کرد و داستانی از مرحوم آیت‌الله‌العظمی سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی نقل نمود و گفت: از ایشان نقل شده است، زمانی می‌خواستم دخترم را شوهر دهم، اما دستم برای تهیه جهیزیه خالی بود. در حالتی توسل‌آمیز به حضرت فاطمه معصومه (س) با اشک گفتم: شما مولای من هستید؛ چرا نسبت به زندگی من بی‌ تفاوتید؟ به خانه برگشتم. پس از مدتی، در حالتی ویژه (مکاشفه‌ ای)، کسی در زد. دم در، شخصی گفت: «سیده تو را می ‌طلبد!». با شتاب به حرم رفتم. وقتی وارد صحن قدیمی شدم، دیدم چند کنیز، ایوان طلا را تمیز می ‌کنند. علت را پرسیدم؛ گفتند: «هم اکنون سیده می ‌آید!». پس از لحظاتی، حضرت معصومه (س) آمدند؛ به شمایلی همانند مادرم حضرت زهرا (س) که پیشتر سه بار ایشان را در خواب دیده بودم. نزد عمه ‌ام رفتم و دست مبارکشان را بوسیدم. به من فرمودند: «ای شهاب! کی ما به فکر تو نبوده ‌ایم که از ما شاکی هستی؟ تو از همان وقت که به قم آمدی، مورد نظر ما بوده ‌ای!». پس از مدّت کوتاهی نیز مشکل مادی من کاملاً برطرف شد.

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha